کنکور 95 (طلایی ترین قسمت زندگیم

ساختم برای جذاب ترین قسمت زندگیم همینو بس

اقای ب.ق عزیزم

بابا لنگ دراز عزیزم

بعضی از ادم ها را نمیشود داشت

فقط میشود یک جور خاص دوستشان داشت

بعضی از ادم ها اصلا برای این نیستند

که برای تو باشند یا تو برای ان ها

اصلا ب اخرش فک نمیکنی

انها برای اینند که دوستشان بداری

ان هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق

یک جور خاص دوست داشتن که اصلا هم کم نیست

این ادم ها وقتی که دیگه هم نیستند هم

در کنج دلت تا ابد یه جور دوست داشته خواهند شد

*جین وبستر

اقای ب .ق عزیزم تو در اوج خوب بودنت در اوج مهربانی بودنت در اوج زیبا بودن دلت در اوج همه ی گرفتاری هایت وقتی من در ذهن تان هستم این میتونه برای من بهترین باشه اقای ب.ق عزیزم ممنونم ک بهم زنگ میزنی ک زنگ میزنی حالمو میپرسی ک زنگ میزنی و دنیای خاکستریم را سفید می کنی


اقای ب.ق عزیز تر از جانم شکر بودنت و هیچ کاری جز اینک مرداد 96حال دلپم حال دلتونو خوب کنم ازم بر نمیاد...اقای ب.ق من تا اخر ادامش میدم ب پاس این همه مهربانی بودنتان چ طوری از کنار این حجم دوست داشتنتان ساده بگذرم اقای ب.ق عزیزم ن من این بار قسم میخور م ب درختان ب کوه ها ب اسمان ها ب گل ها ب دل م ب خدایم قسم میخورم ک این بار شرمنده نخاهم شد اقای ب.ق ن این بار این منم ک ب شما انرژی خاهم داد اقای ب.ق مهربانم ...

خدایا شک ت قدر خلهم دانست معجزه هایت را نعمت هایت را بودن ادم هایی ک از صمیم قلب بدون هیچ چشم داشتی بهم عشق میورزند...

اقای ب.ق شما تا ابد در کنج دلم خاهید ماند حتی اگر نباشم...





[ بازدید : 71 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ يکشنبه 3 بهمن 1395 ] [ 22:14 ] [ pariمهندس ] [ ]

پلاسکو تسلیت:((

همه خبرنگار افتخاری شدن با اوار سلفی می گیریم چ اشکال دارد ؟؟مهم لایک هایمان در اکانت هایمان هست مهم فالوور هایمان هستن مهم ...

60ساعت از این اتفاق وحشتناک گذشته نتونستن خاموش کنن زبان هایی اتشی ک وجو داره ی شهری ک 11میلیوون جمعیت دارد تجهیزات درست حسابی نداره ک بتونن کار اوار برداریو تموم کنن معلوم نیس چن نفر کسته چن نفر زنده ...

مسعولان هم دمشان گرم با ماشین های میلیاردیشان میان همراه خدم و حشم ک مبادا دود ب لباس هایشان بر خورد کند و فقط حرف میزنن و حرف میزنن دوس دارم اگ عزیز خودشون زیر این اوار بود ایا ی شبه کار را تمام می کردن یا ن اما خب بچه ی مردم زیر اوار هیت حالا 6روزم طول کشید ،کشید

و دود این اتیشو اتش نشان ها قورت دادنو بس...

داشتم فک میکردم چن ساختمون دیگ مث پلاسکو وجود دار ک دیر یا زود با خرابی شان بازم سلفی می گیریم؟چمران رییس شورا تهران میگ پاساژ علا دین اوضای خوبی نداره ،اما فلن مهم نیس هر وقت خراب شد و ریخت 16نفر اتش نشان فوت بشن اون وقت جلسه ستاد بحران تشکیل میدیم ...اقایان ستاد بحران دوس دارم بدونم با وجدانتان چ می کنید؟ببخشید حواسم نبود عزیزای شما ک نیستن...چن نفر خانه خراب شد...؟ کاش یاد بگیریم پیشگری !یا همدردی اتش نشان امربکایی حال ما بودیم می گفتیم بلند بگو مرگ بر امریکا

دوای درد خانواده های داغدار نمیشود اما بعضی چیز ها شعور میخاهد...ستاد بحران چرا علت وقوع حادقه را ب مردم نمی گید؟اها این ها حواشیست...حواسم نبود...اینک فقط حرف بزنیم ایمنی ساختمان ها را در نظر بگیریم همش حرفه تا پلاسکو دیگر رخ ندهد کاری نخاهمیم کرد...

*اتش نشان های عزیز شما تاوان بی مسعولیتی ها را دادید این شما بودید ک تاوان اختلاس و بچاپ ،بچاپ و دادید معذرت...خداوند حق شما را از این دوستان بگیرد ایشالا...

خدایا منتظر اون بلای اسمانیتم*

ب زلزله تهران فکر کنیم...پدر زلزله ایران هشدار داده بابا زلزله خطرناکی تهرانو تهدید میکنه!، مهم نیس عزیز جان حالا بذار بیاد هر وقت اومد میام ی سرکشی می کنیم سخت نگیر زندگیو مردم در صحنه هستن نگران نباش...اتش نشانان سلامت باشن نگران نباش!

جهان سومی پلاسکو تهران است...

حداقل شعور اینو کاش داشته باشیم ک 4شنب سوری خفقان بگیریم ک باز تن اتش نشان ها و خانواده هایشان ب رعشه نیفتد...ترقه بازی نکنی و اتیش روشن نکنی هیچ اتفاقی نمیفته مطمن باش همه چی سر جاش نیس ک تو نگران باشی ب سنت ها عمل نکردم...متنفرم همین...

کاش 4شنب سوری هر کی وحشی بازی در میاره خودش باشه ک بسوزه ن مامورین بیچاره الهی امین...کاش هر کسی تقاس وحشی بودنو حیوان بودنشو بده الهی امین...خدا باران بفرست برا پلاسکو شاید رحمت تو خاموش بکنه...






[ بازدید : 71 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ شنبه 2 بهمن 1395 ] [ 19:30 ] [ pariمهندس ] [ ]

بمون...یا تمومم کن

میگن تو دل های شکسته ایی ...میشه نگام کنی ؟ دلم فقط یکم میخاد خوب شه میشه برمگگردونی؟؟ کاش تموم شه این کابوسا خدا میدونی خستم

میدونی دارم نابود میشم کاش الان نری کاش تنهام نذاری کاش ...خوب کردن من برا تو کار ی نداره خدا سکوتمونو بشکنیم..الان وقت تصفیه حساب نیس...کاش باهام هماهنگ می کردی...کاش بفهمم همش منم کاش...کاش ی بار دیگ...می دونم همه رو شکستم اما الان ولم نکن وقتی دلم ننیتونهوازش بگذره...کاش هیچ وقت عاشقت نشدم کاش ندیدمت کاش دم دمای عید نمیومدم کاش دلمو پیشت جا نمی ذاشتم همه ی حالم...

من نباید عاشقت میشدم هدف خوب من...من لایقت نیستم خستم خدا خودش میدونه ازش بپرس خوب میدونه ...کاش درس شیم یا تموم شیم کاش یکی از اینا بود ...تخمه میخورم و بی خیال تر از اینک برام ضرر داره ...

خدا وقتش نیس ...خدا کاری کن ادم شم قبل اینک دیر شه من تو جهنمم خدا تموم شن یا تمومم کن همین امشب مرگو میخام ازت ...خدا این دل حقش نیس نذار اذیتش کنم...خدا دست خودم نیس کاش میشد ازش متنفر شم کاش بی خیال میشدم نمیشه کاش این خاب تموم شه





[ بازدید : 61 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ دوشنبه 27 دی 1395 ] [ 23:43 ] [ pariمهندس ] [ ]

چه جوری شد؟؟

دخترک باز اومده...

نمی دونم بازم حالش بده

و من از اون بیشتر ک چرا نشد کمکش کنم

دخترک با هام حرف نمیزنه میترسم دیگ بهم اعتماد نداشته باشه ولی دخترک کاش میفهمیدی

دخترک صدام زد و گفت پریسا بدون هدفم میمیرم خاستم جیغ بزنم داد بزنم ک هرگز از خودم نمیگذرم اگ من نرسم اگ تو نر30چون من بهت قول دادم...دخترک دوست دارم...

.......................................................

دلم میخاد هوار بزنم من خستم از خودم از دنیا از همه چی من ضیف م من بدم

من اون بتی ک خخخ ها فک میکنن نیستم دلم میخاد داد بزنم ...

یاد فیزیک افتادم اکتیو بودن هام سر کلاس سوال حل کردنام...چقدجذاب بود اقای و ،وقتی سوال میپرسید از نوع مفهومی فقط من بلد بودم اون صحنه هارو یادم میاد و یا خخخ وقتا وقتی درس میداد زاویه دیدش من بودم وقتی جواب سوالاشو میدادم چقدر مهربانانه نگام می کرد...دلم برا خندهای دبیرم تنگ شده پریسا گفتنش کی میتونست باور کنه من ک دوم دبیرستان انقدر ازش متنفر بودم بتونم روزی عاشقش بشم و برا رفتن سر کلاسش ثانیه شماری کنم...

وقتی سوال حل می کردم و داد میزدم جوابش اینه و قتی تاییدم می کرد بهترین من بود...چ جوری شد تو اون کلاس من سوال سختارو حل کردم سوال های مفهومی حل کردم موندم پشت کنکور اون سوال هوشی ک اقای ب.ق رو پرسید جواب دادمسوال های سخت اقای ت رو حل کردم تو ازمون های شیمی دبیرمون نی گرفت هم تو تجربی هم تو ریاضی اول شدم چ جوری سوال های مفهومی هندسه ک دبیرمون خودش طرح می کردو حل می کردم چ جوری شد

چ جوری ناب ترین سوال ها مال من بود چ جوری شد تهش موندم پشت کنکور چ جوری شد ...چ جوری با این سابقه خوبم این جوری شد من چیو باور کنم اون روز هارو یا الانو چرا هیچ ربزی بهم ندارن...چ جوری ی ادم یهویی می تونه عوضشه...کاش اینارو نداشتی اون وقت پذیرش وض الانم راحت تر بود...امید فرزانگان در رشته ریاض ی چ جوری پشت کنکور موندی...





[ بازدید : 49 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ يکشنبه 26 دی 1395 ] [ 23:33 ] [ pariمهندس ] [ ]

میشه باهات حرف بزنم؟

اومده جلوم وایساده میشه باهات حرف بزنم ؟لبخندی میزنمو میگم تا ا ن جایی ک من می دونم اهل حرف زدن نیستی میگه اره ولی فک کنم تو فرق داری ؟میگم چ فرقی میگ تهش هر چی ک باشه قضاوت نمی کنی...

میگم باشه من سراپا گوشم...میگ فقط گوش پس حرف نمی زنی؟بهش میگم شرو کن

شرو میکنه از زندگیش میگ از سبک زندگی خانوادگیش اینک در خانوادشون بعضی وقتا بساط دعوا ب راهه اینک پدر و مادرش بعد 25سال زندکی باهم قهر میکن کفرش از اون جا در میاد ک پدرش ی مشاوره و برا مردم میره حرف میزنه و مادرشم ی خانومی ک همه فک میکنن ی جور دیگ باشه ولی نیس..

میگ من از این سبک زندگی خستم من نمیخام با شعار همه ی زندگیمو پر کنم میگ همه ب ظاهر در کنار هم زندگی می کنیم وگرنه ما خود ازدواج خاموشیم میگ پریسا نمیخام تا تهش این جا باشم اگ بگم دوسشون ندارم دروغ گفتم اگ خار ب پای یکیشون بره دق می کنم(تو دلم میگم امان از دوست داشن های بی منطق)میگ خوش ب حالت برا همه چی !(لبخندی میزنم گاهی همدردی این نیس ب طرف ثابت کنی تو از اون بدبخت تری)میگ پریسا میشه برام دعا کنی؟میگم من؟میگ اره خدا خخخ دوست داره،(خبر نداره )

میگ پریسا ما هممون نقش بازی می کنیم هممون بازیگرای حرفه ایی هستیم برای مردنم میگ اگ خاهرمم نبود ک دیگر هیچ...

میگ 6ماه دیگم کنکور دارم چی کار کنم تا حالام خخ خوب نخوندم کمکم کن؟؟میگ پریسا ی چیزی بگم باور می کنی گفتم بگو گفتش ارزوم این بود ک من تو باشم گف تو الگوی ذهن منی(همون لحظه خاستم بهش بگم نه من این جوری ک میگی نیستم اما فک کردم الگوشو دس نزنم)

میگ پریسا چی کار کنم ؟؟

لبخند میزنم ،لبخند میزنم بهش میگم جان من دستتو بذار تو دستم و قول بده ک هرچی میگم گوش کنی بدون فک کردن قبول میکنه میگ چی کار کنم؟میگم هرچی رو کاغذ نوشتم انجام بده میگ تهش جی میشه بهش میگم تهش بالاخره میفهمی ک توم شعار بودی یا واقعیت ؟میگ هدفم چی میشه گفتم اونم تکلیفش مشخص میشه میگ پریسا میگم بله میگه من تا حالا انقدر قوی و خوب نبودم اون کاغذ خخخخ خوبه ولی من تا حالا انقدر خوب نبودم بهش میگم جان من نمیخای از ی جایی شرو کنی ؟بدون معطلی میگ چرا میخام خستم خخخ خسته از این وضع میخام در بیام ینی میشه میگم توی این 14روز ثابت کن میگ چرا توی این دو هفته میگم این دو هفته تجلی 6ماه توه..بازم صدا میکنه میگ پریسا ی چیزی خخخ وقته رو دلمه ک میخام بهت بگم میگم بگو،تو چشام نگاه میکنه میگ تو رو بزرگیش تو رو ب خدایی بودنش قسمت میدم ب ارزوت برس (بغضمو قورت میدم)میگم چرا با این لحن و انقدر التماس میکنی؟میگ رسیدنت ب ارزو هات تنها چیزیه ک میشه تو رو باهاش خوش حال کرد و لبخندتورو خلق کرد پس این کارو بکن ک ارزوم خوش حالی همیشگی توه..میگ پریسا اوضا چ طوره؟سکوت می کنم...میگ پریسا چرا وقتی باهات حرف میزنم اروم میشم چرا همیشه بهم امید میدی میزنه زیر خنده میگ یاد حرف یکی افتادم میگف بعضی ادم ها انگار خدا فرستاتشون تا بگن تا بهمون ثابت کن دنیا جای خوبیه تا ...میگ بعض ادم ها خدا خودش انتخابشون کرده برای اینک دنیا ب کمک اونا و با بودن ا ناس ک قشنگ میشه ،میگ پریسا تو همون ادمی هستی ک خدا فرستاتتش .بهش میگم ن این طوری نیس میگ چرا هس من سال هاس تورو زیر نظر دارم ...بازم میگ پریسا تو ی حال خوب ب خود،خود،خودت بدهکاری میگم تو از کجا فهمیدی؟میگ از چشمات از چشم هایی ک شوق قبلا هارو نداره از نگاهت از حرفات از ...میگم جان من بدهکارم خخخ بدهکارم بهم میگ توم با من شرو میکنی؟

میلبخند میزنم و من و اون میریم ب سمت دنیای وارونگی مون لبخند میزنه و میگ پریسا چون تو هستی نگران نیستم چرا حس میکنم این بار میشه؟

بهش میگم برو بخاب ...

میگ پریسا باید برم باید از این جا بدم نمیخام شعار بمونم

و رفت

و بهش نگفتم ک چقدر تو امشب از نظر من قوی و محکم بودی بهش نگفتم ک این بار میرسی...دخترک دوس داشتنی رفت ...

بصدام میزنه و میگ پریسا بعضی از ادم ها ن دوسشون داری ن عاشقشونی فقط ی جور خاص دوسشون داری ک تا ابد در ته دلت خاهند بود...و دی صداش در نمیاد و رفت در دنیای وارونگی خودش...

اما دخترک مرن و برد منو برد ب سرزمینی دیگر...امشب زندکی ام را رج ب رج زندگی ام را از اول بافت...

تو چیکار کردی؟با دل من؟تو منو بردی و من دچار دنیای وارونگیت شدم

دخترک اروم رفت مث همیشه این بار دخترک قوی تر از همیشه شاید زخم های زندگیش اونو انقدر محکم کرده بود..ب ایندهش فک میکنم اینک ته زندگی دخترک امشب زندگی من چی میشه جز تصویری سفید چیز دیگه ایی نمیشه تصو ر کرد...اون خخخ قوی بود انگار واقن میخاد بره واقن میخاد عوض شه دلم برای دخترک درد میکنه ،کاش،دخترک خوب و مهربان ممنونم ازت اوندی با من حرف بزنی ک خودتو اروم کنی اما برعکس شد این منم ک دلم قرص شده...

یاد جملش میفتم تو ی حال خوب ب خودت بدهکاری،اون جایی ک برگشت گف تا کی میخای جلوی این ادما ک تحقرت میکن ک تو بازم چیزی نمیشی سکوت کنی؟تو منو بردی ...

دخترک اشنای زندگی ام...

پ.ن خابش نمیبره منم همین طور ...من در دنیای اون قرار گرفتم اونو نمیدونم...

داشتم فک میکردم ایا فردا همون فردایی ک منو دخترک در موردش حرف زدیمم...همه ی امیدم فرداس اگ فرا اونی نباشم ک میخام باشم دنیای خودم ک هیچ دنیای دخترک هم بهم میزنم همه معادله های ذهنی دخترک را...بهم گف باید بتامونو بشکنیم...امشب من بار ها برای خودم اتفاق افتادم

دخترک انگار ی اونم مث من میترسه ک بخابه و فردا رو اون طور ک قراره نسازه امااین بار من در مقابل دنیای ی ادم دیگرم مسعولم...

فک کنم نقطه اغاز هر دومون شکل گرفته داشتم فک میکردم ی تعهدی برا خودم ایجاد کنم اما من همه چیو خراب کردم...

دخترک هنوز ب من امید داره...و من ب اون...و این قشنگ ترین اتفاق ..

فردای منو دخترک اغاز و پایان همه چیه...







[ بازدید : 88 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ جمعه 17 دی 1395 ] [ 0:13 ] [ pariمهندس ] [ ]